دانشآموزان تفاوتهای زیادی دارند که می تواند در آموزش آنها، تاثیر اساسی داشته باشد ؛ دانشآموزان عموما از جهت یادگیری، توانایی کارآمدی و شیوه تفکر منطقی، با یکدیگربسیار متفاوت هستند. برخی از دانشآموزان، به دنبال انجام کارهای جدید و لذتبخش میروند؛ در صورتیکه برخی دیگر، اجرای کارهایی که در گذشته آزمایش شده و در مورد آن مطمئن هستند، را ترجیح میدهند. به بیان دیگر، افراد یادگیرنده می توانند از نظر تیپ شخصیتی، شیوه نگرش به مسائل گوناگون، توانایی ذهنی، توانایی هوشی و حی واکنشهای هیجانی و شناختی، با یکدیگر متفاوت باشند (نریمانی، 1392). روانشناسان، همواره به دنبال شناخت شخصیت انسان بوده اند و در این جهت تلاش کرده اند، نظریهها و تعریفهای متعددی را ارائه کنند. شناخت شخصیت انسانها و به عبارت دیگر آشنایی با ویژگیهای فردی انسانها و توانایی پیشبینی رفتار آنها، هدف اصلی روانشناسی بوده است. این امر امروزه نیز، در همه جنبههای زندگی فردی و اجتماعی انسان، نقش حیاتی ایفا میکند. در طول چند دهه اخیر که روانشناسی مثبتگرا ظهور پیدا کرده، توجه به توانمندیهای افراد و تلاش برای ارتقاء سطح سلامت آنان، در کنار استعدادهای تحقق یافته، اهمیت بسیاری یافته است. این جنبش نظری، به دنبال آن است که از نقاط قوت انسان به عنوان محافظی در برابر بیماری های روانی استفاده کند (صدوقی و حسامپور، 1396).
