1-1- مقدمه
آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد علمی و فرهنگی، بستر ساز شرایطی است که کودکان و نوجوانان جامعه را در مسیر تکوین رسالت های تربیتی جامعه قرار دهد. امروزه، به همان اندازه که مدارس توسعه یافته و مسئولیت های جدیدی را پذیرفته اند، اداره آنها نیز پیچیده تر شده است (نیکنامی و مهدیان، 1388). هنسون[1] (2002) مدارس را از پیچیده ترین سازمان های اجتماعی در عصر امروز می داند که برای هدایت آنها باید عوامل متعددی همسو گردند. رقابت به عنوان یک مقوله اصلی مورد توجه اکثر سازمان ها هست، در این میان سازمان های آموزشی از جمله مدارس برای اینکه بتوانند در عرصه رقابت و پاسخگویی به نیازهای رو به تزاید جامعه پاسخگو باشند، ضروری است که روند بهبود خود را تسهیل بخشند (میرکمالی و همکاران، 1394 بقاء و کارآمدی نظام های آموزشی به دانش و تخصص های متنوع، توانایی ها و مهارت های منابع انسانی به ویژه معلمان آنها بستگی دارد؛ هر چه معلمان از آمادگی، شایستگی و توانمندی بیشتری برخوردار باشند، سهم بیشتری در ارتقای سطح کارآیی نظام ها خواهند داشت. منابع انسانی به ویژه معلم، در فرایند تعلیم و تربیت رکن اصلی و عامل بنیادین محسوب می شود و دستیابی به اهداف نظام آموزش و پرورش بدون وجود معلمانی برخوردار از توانمندی ها و شایستگی های حرفه ای[2] میسر نمی شود (دیبایی و همکاران، 1395).
1-2- بیان مساله
نظام تربیت رسمی و عمومی موجود کشور در شکوفایی و تربیت همه جانبه و متوازن شایستگی های انسانی دچار کاستی است، در همپایی تحولات محیطی کند عمل می کند، در برابر نیازهای جامعه پاسخگو نیست، در تحقق رسالت فرهنگی و اجتماعی ملی و جهانی ناکارآمد است، نرخ بهره وری و اثربخشی آن پایین است، در فرآیند پیشرفت و توسعه کشور نقش حداقلی دارد، نظام اداری و اجرایی آن ناکارآمد است و... (نوید ادهم، 1391).
حرفه ای شدن معلمان بر جنبه های تکنیکی تدریس
[1]- Henson
[2]- Professional Competencies