نظریههاي گوناگونی تاکنون سعی نمودند تا نحوه تأثیر ارزشها و رهبري مبتنی بر گرایشهاي اخلاقی را بر کارکنان سازمان توضیح دهند. از مطرحترین آنها نظریه یادگیري اجتماعی است. اساس این نظریه، رفتار و عمل اخلاقی مبتنی بر ارزشهاي اخلاقی مطرح، باعث توجه و الگو برداري توسط افرادي که شاهد و ناظر این رفتارها و ارزشهاي مسلط اخلاقی هستند میشود)رسیک، 2006). در این خصوص رهبري اخلاقی یا اخلاق مدار[1] مشتمل بر شیوهاي سرپرستی و مدیریتی است که در آنها حقوق و شأن دیگران، به عنوان انسان مورد احترام و ارزش است. از آنجایی که رهبران به طور طبیعی در جایگاه قدرت اجتماعی قرار دارند، رهبران اخلاقی نیز بر نحوه استفاده از قدرت توسط مدیران و سرپرستان در تصمیمگیري و اقداماتی که در محیط کار انجام میدهند، نحوه تأثیر و نفوذ آنها بر دیگران تمرکز دارد )گینی، 1997).
[1] ethical leadership
