معلمان بهعنوان بازیگران کلیدی در نظامهای آموزشی، با چالشهای متعددی در مسیر حرفهای خود مواجه هستند که کیفیت تجربه کاری و نقشهای فردی و حرفهای آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. باورهای معرفتشناختی[1] معلمان بهعنوان چارچوب ذهنی آنان برای تفسیر، ارزیابی و پردازش اطلاعات، نقش مهمی در کیفیت تدریس، رویکردهای آموزشی و نحوه مواجهه با مسائل تربیتی و اخلاقی دارد (حسینتبار مرزبالی و همکاران، 1401). باورهای معرفتشناختی، با شکلدهی به رویکردهای یاددهی، نوع ادراک از یادگیری و نحوه حل مسائل در موقعیتهای حرفهای، میتواند اثرگذار بر چگونگی مواجهه معلمان با تعارضات نقش شغلی و نقشهای خانوادگی باشد (لاماساری[2] و همکاران، 2024). این باورها زمینهساز توسعه مهارتهای خودتنظیمی، ارتقای کیفیت تدریس و بهبود روابط معلم-دانشآموز شده و توانمندی معلمان در ایفای نقشهای چندگانه حرفهای و خانوادگی را ارتقا میدهد (ژیانگ[3] و همکاران، 2022).
آموزش و پرورش به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه هر جامعه، نقش حیاتی در تربیت نسل آینده و شکلگیری شخصیت دانشآموزان ایفا میکند.
باورهای معرفتشناختی[4] به عنوان مجموعهای از اعتقادات و نگرشهای افراد درباره ماهیت دانش و یادگیری، میتوانند بر نحوه تفسیر و واکنش
[1] Epistemological beliefs
[2] Lammassaari
[3] Xiong
[4] Epistemological beliefs
