1-1-مقدمه
یادگیری یکی از مهم ترین مباحث در روانشناسی و تعلیم و تربیت است .در واقع یادگیری تغییری نسبتاً پایدار در رفتار بر اثر تجربه است .( سانتراک[1] ، 2004) انسان ها در زندگی روزانه ی خود بارها از شکست هایشان یاد می گیرند و این یادگیری در وجودشان عمیق می شود و هرگز به دست فراموشی نمی سپارند. در جهان اطراف ما ، انسان های موفق معمولاً شکست خورده اند و شکست هایشان مقدمه ای بر پیروزی آن ها شده است. انسان ها از شکست هایشان بیشتر یاد می گیرند تا از پیروزی و موفقیت هایشان، زیرا زمانی که در یک امر و فعالیت شکست می خورند ، می فهمند که دلیل شکست چیست و تلاش خود را برای موفقیت و پیروزی بیشتر می کنند .در واقع شکست می تواند مقدمه ای برای پیروزی باشد؛ البته این امر هنگامی به ثمر می نشیند که انسان از شکستش درس بگیرد .( مک آردل[2] ،2014)
انسان ها از شکست ، تاب آوری را می آموزند و این باعث انعطاف پذیری ذهنی شان می شود و در نهایت باعث خلاقیت و نوآوری می شود و یادگیری عمیق و مولد ایجاد می کند. همچنین شکست و یادگیری از آن، باعث می شود که چالش های موجود در زندگی را بپذیرند ، زیرا با درگیر شدن با مسائل و حل کردن آن، چالش ها را فرصتی برای یادگیری بیشتر و عمیق تر می دانند.(رحیمی و همکاران،1402)
یادگیری از شکست می تواند مزایای قابل توجهی برای سازمان ها داشته باشد. این مزایا شامل بهبود فرآیندهی نوآوری،افزایش انعطاف پذیری سازمانی و توسعه دانش سازمانی می شود.(سیتکین[3]،1992)
[4]یانجی و کاپور(2017) در پژوهش خود ،"
[1] Suntrack
[2] Mac Ardell
[3]Sitkin
[4] Yanji